«پیرجمال» نام یکی از شاعران و عارفان نامدار ایرانی است که در دورانی به احتمال قوی مربوط به سدههای میانه (احتمالاً قرن نهم یا دهم هجری) میزیسته است. او اهل «اردستان»، از نواحی نزدیک به اصفهان بود و به گفته منابعی چون «آتشکده آذر»، از مریدان «پیر مرتضی علی» محسوب میشده است. پیرجمال به عنوان یک «مولانا» و «ملا» مورد خطاب قرار گرفته که نشان از جایگاه علمی و عرفانی والای او دارد. او در زمره «صاحبدلان» و کسانی توصیف شده که «مقید به آب و گل» نبودهاند؛ عبارتی که به بیاعتنایی به ظواهر دنیوی و تجلی معنویت درونی اشاره دارد. مشهور است که وی دارای دیوان شعری «مبسوط» است که سرشار از مضامین عرفانی لطیف و حکمتآمیز میباشد، متأسفانه این دیوان به طور گسترده شناخته شده نیست و تنها نمونههایی از اشعار او در تذکرهها نقل شده است؛ همانند این بیت غنایی و شورانگیز: «کی بو که سر زلف ترا چنگ زنم / صد بوسه بر آن لبان گلرنگ زنم». به علاوه، او را در شمار مشاهیر شعرای ایران برشمردهاند که نامش در حلقههای عرفانی و ادبی آن دوران میدرخشیده است.
پیرجمال
لغت نامه دهخدا
پیرجمال. [ ج َ ] ( اِخ ) مولانا پیرجمال. یکی از مشاهیرشعرای ایران است و از اهالی اردستان نزدیک به اصفهان بود، و سمت مریدی پیر مرتضی علی را داشته و در حلقه صاحبدلان میزیسته است و دیوانی مرتب دارد. ازوست:
کی بو که سر زلف ترا چنگ زنم
صد بوسه بر آن لبان گلرنگ زنم
پیمان پری رخان سنگین دل را
در شیشه کنم، پیش تو بر سنگ زنم
آذر در آتشکده آرد: مولانا ملاپیرجمال اصل آن حضرت از قصبه اردستان من توابع اصفهانست. گویند مرد صاحبدل و نه چون دیگران مقید به آب و گل بوده و از مریدان حضرت پیر مرتضی علی است و مرقد مطهر پیر مرتضی علی در اردستانست وحضرت پیرجمال دیوان مبسوطی در مراتب عرفان دارند چون این مختصر قابل درج این همه لئالی و درر نبود تیمناً این یک رباعی از ایشان ثبت شد - انتهی. و سپس رباعی مذکور در فوق را آرد.
فرهنگ فارسی
مولانا پیر جمال یکی از مشاهیر شعرای ایران است