لغت نامه دهخدا
پرمشقت. [ پ ُ م َش َ ق ق َ ] ( ص مرکب ) صاحب رنج و مشقت و تعب بسیار.
پرمشقت. [ پ ُ م َش َ ق ق َ ] ( ص مرکب ) صاحب رنج و مشقت و تعب بسیار.
پررنج وتعب، دارای رنج ومشقت بسیار.
( صفت ) پر رنج پر تعب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چه حركت در اين مسير دشوار و پرمشقت است اما نتيجه اش لذت بخش و شيرين است بهحدى كه كسى - حتى ملائكه مقرب خدا - نمى تواند آن را درك كند.
💡 اكنون ببينيم هدف از القاى روح القدس بر پيامبران چيست ؟ و آنها اين راه پر نشيب وفراز و طولانى و پرمشقت را براى چه هدفى تعقيب مى كنند؟
💡 ناگفته نماند، اديسون به مدت ده سال كه چهارسال اول آن بسيار پرمشقت بود، خيلى دقيق و منظم و مستند به عشق و علاقه، تلاش وكوشش كرده است. او اگر شهرت جهانى مى خواست. به دست آورد اما بايد نيت او مدنظرباشد.
💡 در روزهاى گرم مى آمد بيرون دار الاماره و در سايه مى نشست مبادا مراجعه كننده اى بيايدو در آن هواى گرم به او دسترسى پيدا نكند. اين در مواقع رياضت بود؛ پرمشقت ترينتكليفها بود.
💡 يوگا يا مرتاضان هند، با انجام اعمال پرمشقت و جانكاه جسمانى، مى خواهند نفس سركشرا، رام و حجاب تاريك ماديت را از پيش روى خود بردارند تا از اين طريق به معنويت مطلقدست يابند. رياضات و اعمال يوگا و جوكيان و مرتاضان هند بر چهار محور است.