کلمه «واحد جنسی» در اصطلاح منطق و فلسفه به حالتی گفته میشود که دو یا چند موجود یا نوع، در یک جنس مشترک (ماهیت عام) شریک باشند، اما در ویژگیهای خاص خود (فصول) با یکدیگر متفاوت باشند. به عبارت دیگر، این موجودات در ریشه و ماهیت کلی یکسان هستند اما در خصوصیات جزئی و ممیز، تفاوت دارند. برای مثال، انسان و اسب هر دو از جنس «حیوان» هستند، بنابراین واحد جنسی محسوب میشوند، ولی انسان ناطق و اسب حیوان صاهل است، که آنها را در فصلهای خود متمایز میکند. این مفهوم به دانشمندان و فلاسفه کمک میکند تا ماهیتها و انواع موجودات را تحلیل کرده و روابط آنها را درک کنند. کاربرد اصلی واحد جنسی در مباحث عقلی و فلسفی است و برای توضیح عدم ترکیب و عدم تشبیه خداوند به موجودات دیگر استفاده میشود. با این دیدگاه، واحد جنسی به ما نشان میدهد که چگونه چیزهای مختلف میتوانند تحت یک جنس کلی قرار گیرند و در جزئیات با یکدیگر متفاوت باشند. این مفهوم ابزاری برای دستهبندی و تحلیل منطقی موجودات و ماهیتها در فلسفه و منطق است.
واحد جنسی
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] صفت دو یا چند نوع مشترک در یک جنس را واحد جنسی گویند.
واحد جنسی، واحدی است که جنس برای انواع مختلف خود می باشد؛ به عبارت دیگر، به وحدت چند نوع در یک جنس، واحد جنسی گفته می شود، مانند: حیوان که انواع مختلفی هم چون انسان، اسب و غیره دارد و همه با هم وحدت جنسی دارند.
اجتماع امر و نهی در واحد جنسی
بیشتر اصولی ها از جمله مرحوم «آخوند خراسانی» معتقدند قید واحد در بحث اجتماع امر و نهی در شیء واحد برای اخراج واحد جنسی نیست، بلکه واحد جنسی را هم در بر می گیرد، مثل: حرکت و سکون کلی که در مثال نماز خواندن در خانه غصبی هم عنوان صلاتی دارد و هم عنوان غصبیت؛ یعنی در این جا نیز نزاع است که آیا اجتماع امر و نهی جایز است یا خیر. «عضدی» منظور از «واحد» را فقط واحد شخصی می داند و بر اساس نظر او نزاع شامل واحد جنسی و نوعی نمی شود؛ بنابراین، در واحد جنسی اجتماع امر و نهی جایز است، مانند این که شخصی به احضار یک حیوان امر و از احضار همان حیوان نهی نماید.