نرجسیه
لغت نامه دهخدا
( نرجسیة ) نرجسیة. [ ن َ / ن ِ ج ِ سی ی َ] ( ع ص نسبی، اِ ) معرب نرگسی. رجوع به نرگسی شود.
جمله سازی با نرجسیه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این شهرستان دارای دانشگاه آزاد اسلامی، پیام نور، پیراپزشکی، آموزشکدهٔ فنی، حوزهٔ علمیهٔ امام صادق (ع)، حوزهٔ علمیهٔ نرجسیه، دانشگاه دولتی ممسنی و دانشگاه غیردولتی آریوبرزن میباشد.
💡 نرجسیه با شخصیت بسیار قدرتمند و کاریزماتیک خود، توانست در مدت کوتاهی مدیریت یکی از بزرگترین شرکتهای بازرگانی کشور را بر عهده بگیرد.
💡 در داستان کوتاه جدید، شخصیت نرجسیه نمادی از تقابل میان سنتهای قدیمی و ارزشهای مدرن در جامعهای در حال تغییر است.
💡 پزشک پس از بررسی دقیق علائم، تشخیص داد که رفتارهای بیمار با ویژگیهای روانشناختی مربوط به اختلال نرجسیه مطابقت کامل دارد.