نخاف

لغت نامه دهخدا

نخاف. [ ن ِ ]( ع اِ ) موزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). خف. ( اقرب الموارد ) ( معجم متن اللغة ). ج، انخفة.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی نَخَافُ: می ترسیم
معنی یَفْرُطَ: پیشی گیرد - شتاب کند (عبارت "إِنَّنَا نَخَافُ أَن یَفْرُطَ عَلَیْنَا أَوْ أَن یَطْغَیٰ " یعنی: ما میترسیم که [پیش از دعوت کردنش به حق] با سختگیری و شکنجه بر [ضد] ما پیشی گیرد یا بر سرکشی خود بیفزاید)
ریشه کلمه:
خوف (۱۲۴ بار)

جمله سازی با نخاف

💡 قالا ربنا إ ننا نخاف اءن يفرط علينا اءو اءن يطغى(45)

💡 4 - در حـديثى از امام صادق (عليه السلام ) مى خوانيم: كه فرمود: البرزخ القبر، و هوالثـواب و العـقـاب بـيـن الدنـيا و الاخرة... و الله ما نخاف عليكم الا البرزخ: (برزخهـمـان عـالم قـبـر اسـت كـه پـاداش و كـيفر ميان دنيا و آخرت است، به خدا ما بر شما نمىترسيم مگر از برزخ )!.