ناغافل

لغت نامه دهخدا

ناغافل.[ ف ِ ] ( ق مرکب ) در تداول عوام، ناگهان. بی خبر. غفلة. بغتة. بناگاه. بی مقدمه: ناغافل به سراغ من آمد.

فرهنگ معین

(فِ ) [ فا - ع. ] (ص. ) ۱ - ناآگاه، بی خبر. ۲ - (عا. ) ناگهان، بی خبر.

فرهنگ فارسی

(صفت ) ۱ - آنکه غافل نیست آگاه باخبر مقابل غافل.۲ - ناگهان بیخبر:[ ناغافل تیر باو اصابت کرد.]

ویکی واژه

ناآگاه، بی خبر.
ناگهان، بی خبر.

جمله سازی با ناغافل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او همچنین از خیانت دوایت باخبر شده و بدون این‌که به او اطلاع بدهد، نقشهٔ جعلی برای جنگ با ریک می‌کِشد و دوایت، ناغافل این نقشه را به‌دست ریک می‌رساند.

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
آثار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز