منتقص

لغت نامه دهخدا

منتقص. [ م ُ ت َ ق ِ ] ( ع ص ) کم شونده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). کم شده و ناقص و ناتمام. ( ناظم الاطباء ). || کم کننده. ( آنندراج ) ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). رجوع به انتقاص شود.

جمله سازی با منتقص

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پيامبر (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) با جمعى از ياران همراه بود سائلى آمد و تقاضاىكـمـك كـرد كـسـى بـاو چـيـزى نـداد، مردى پيشقدم شد و به او كمكى كرد، ديگران تشويقشـدنـد، آنها نيز كمك كردند، در اينجا پيامبر فرمود من سن خيرا فاسنن به كان له اجره ومـن اجـور من تبعه، غير منتقص من اجورهم شيئا، و من سن شرا فاسنن به كان عليه وزره و مناوزار مـن تـبـعه، غير منتقص من اوزارهم شيئا!: (كسى كه سنت نيكى بگذارد و ديگران بهآن اقـتـدا كـنـنـد پاداش آن و از پاداش كسانى كه پيروى كردند براى او خواهد بود، بىآنكه از پاداششان كاسته شود، و كسى كه سنت شرى بگذارد و به آن اقتدا كنند گناه آنو از گـنـاهـان كـسـانـى كـه پـيـروى كرده اند بر او خواهد بود، بى آنكه از گناهان آنهاكاسته