مشکیجه

لغت نامه دهخدا

مشکیجه. [ م َ ج َ / ج ِ ] ( اِ مصغر ) مشک کوچک که آن را مشکچه هم میگویند. ( آنندراج ). همان مشکچه است. ( انجمن آرا ). رجوع به مشکیچه و مشکچه شود.
مشکیجه. [ م ِ ج َ / ج ِ ] ( اِ ) گلی است سفید و خوشبوی، و آن را نسرین گویند. ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). نام گلی پرپر و سفید و خوشبوی شبیه به گل سرخ، و آن را شیرین و مشکین وفادار نیز گویند. ( ناظم الاطباء ).

جمله سازی با مشکیجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل‌های این گیاه خوشبو است و در ایران به «مُشکیجه» معروف است. مشکیجه در لغت به معنای چون مشک است و اشاره به خوشبویی و عطر این گل دارد.

بحرود یعنی چه؟
بحرود یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز