کهتر نوازی

مترادف‌ها

بخشندگی، کرم، لطف، بخشش

متضادها

عدالت، انصاف

لغت نامه دهخدا

کهترنوازی. [ ک ِ ت َ ن َ ] ( حامص مرکب ) کهترپروری. زیردست نوازی. بنده پروری. حالت و عمل کهترنواز:
کند کهتری آرزو مهتران را
که او رای دارد به کهترنوازی.سوزنی.رجوع به کهترنواز شود.

فرهنگ فارسی

کهتر پروری ٠ زیر دست نوازی ٠ بنده پروری ٠ حالت و عمل کهتر نواز ٠

جمله سازی با کهتر نوازی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بود کهتری آرزو مهتران را که او رای دارد بکهتر نوازی

💡 در تاریخ سیاسی بسیاری از کشورها، پدیده کهتر نوازی و توجه ویژه حاکمان به افراد بی‌کفایت و نزدیکان خود، باعث سقوط و فروپاشی حکومت‌ها شده است.

💡 او به دلیل کهتر نوازی و تبعیض میان کارکنان، مورد انتقاد شدید مدیران ارشد و سایر همکاران در سازمان قرار گرفت و اعتبارش را از دست داد.

💡 عدالت اجتماعی زمانی محقق می‌شود که از هرگونه کهتر نوازی و پارتی‌بازی پرهیز شده و شایسته‌سالاری به جای روابط شخصی در اولویت قرار گیرد و عدالت برقرار شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران