لغت نامه دهخدا
فن و فن کردن.[ ف ِن ْ ن ُ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آواز دادن بینی به هنگام گرفتگی آن و حالت زکام. ( فرهنگ فارسی معین ).
فن و فن کردن.[ ف ِن ْ ن ُ ف ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) آواز دادن بینی به هنگام گرفتگی آن و حالت زکام. ( فرهنگ فارسی معین ).
( مصدر ) آواز دادن به هنگام گرفتگی آن و حالت زکام.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون فن عشق کودگر یک فن و نگذرد اگر عمر بکسب این هنر پس بچه کار بگذرد
💡 سرانجام پس از تلاش پى گير، حضور در محفل اساتيد فن و امداد پروردگار، شيخ محمدرضا به مقام والاى اجتهاد رسيد و حضرات آيات شيخ محمد حسين اصفهانى، شيخ محمد حسنمظفر و سيد عبدالهادى شيرازى اجتهاد او را گواهى كردند.(411)
💡 پیشهای جدا به عنوان پیشه دانشمند بودن، از سدهٔ ۱۹ میلادی بهوجود آمد؛ زیرا در این دوره فن و علم تأثیر زیادی بر یکدیگر گذاردند. شکلگیری حرفه دانشمندی از سال ۱۹۴۵ سرعت گرفت و عرصه آن گستردهتر شد.
💡 از عقل بپرسیدم کاین شهره بتان چونند گفتا پنهان صورت پیدا به فن و دستان
💡 به هر علم و هر هنر به هر فن و هر مقال کند طی هر سخن کند حل هر سوال
💡 این نوع فن کولینگ تاور در صورتیکه از تولیدکنندگان معتبر خریداری شود از لحاظ قیمت و کیفیت در بازه مناسبی قرار دارد. باید در نظر داشت با توجه به جنس فن و روش تولید، این نوع فن در قطر بیش از ۱ متر دچار لرزش خواهد شد و به همین دلیل دارای محدودیت ابعاد است.