لغت نامه دهخدا
جنونی. [ ج ُ ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به جنون. ( ناظم الاطباء ).
جنونی. [ ج ُ ] ( ص نسبی ) منسوب و متعلق به جنون. ( ناظم الاطباء ).
منسوب و متعلق به جنون
جنونی ( به ایتالیایی: Genoni ) یک کومونه در ایتالیا است که در استان اریستانو واقع شده است.
جنونی ۴۳٫۹ کیلومترمربع مساحت و ۹۵۲ نفر جمعیت دارد و ۴۴۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این آن غزل سید کاشی است که فرمود بگذر ز جنونی که بیابانی عقل است
💡 گریبان را به دست عقل دادن نیست دانایی درین وادی جنونی تا گریبانکش بود ما را
💡 وآن جنونی که ز فرهاد، طلب تیشه نمود سر پر شور مرا نیز، جنون پیشه نمود
💡 مرا داد این خرد پرور جنونی نگاه مادر پاک اندرونی
💡 دل از آمیزش بیگانه و خویشان به تنگ آمد بیابان جنونی کو که صحبتها مکرر شد
💡 از رنگ و بوی، حسن خداداد فارغ است نفزاید از بهار جنونی که کامل است