ذاتی علوم
در علم منطق، اصطلاح «ذاتی علوم» به معنا و مفهوم خاصی به کار رفته است. این اصطلاح به عَرَضی اشاره دارد که یا بدون واسطه، یا از طریق جزء مساوی معروض، یا از طریق جزء اعم معروض، و یا از طریق خارج مساوی معروض، به موضوع مربوط میشود. به عبارت دیگر، «ذاتی» صفتی است که برای عَرَض به کار میرود و نشاندهنده این است که آن عَرَض مستقیماً یا به واسطه روابط منطقی مشخص با موضوع علم مرتبط است. این مفهوم در منطق به تمایز میان علوم و بررسی دقیق موضوعات آنها کمک میکند و زمینه را برای تحلیل استدلالها و قیاسها فراهم میسازد.
تمایز میان علوم در مشهورترین دیدگاهها بر اساس موضوع هر علم صورت میگیرد. منظور از «موضوع» هر علمی، همان چیزی است که در آن علم مورد بررسی قرار میگیرد و دانشمند در آن علم، به تحلیل اعراض ذاتی موضوع میپردازد. بنابراین، وقتی سخن از «ذاتی» در علوم به میان میآید، منظور صفتی است که بر عَرَض منطبق است و با ویژگیهای موضوع به طور مستقیم مرتبط است. این عَرَض ذاتی در منطق کلاسیک، مقابل «عرض غریب» قرار دارد و نقش مهمی در دستهبندی و شناخت روابط منطقی بین مفاهیم ایفا میکند.
در باب حمل و عروض، مراد از «عرض» محمولی است که خارج از شیء وجود دارد و بر آن شیء حمل میشود (هو المحمول علی الشیء الخارج عنه). به بیان دیگر، عرض چیزی است که به صورت مستقیم یا غیرمستقیم بر موضوع تحمیل یا نسبت داده میشود و شناخت آن به فهم دقیق رابطه بین موضوع و محمول کمک میکند. در تحلیل منطقی، توجه به این تمایز میان عَرَض ذاتی و غریب، و همچنین نحوه حمل و عروض، از اهمیت بالایی برخوردار است و مبنای بسیاری از استدلالها و قیاسهای منطقی به شمار میرود.
مترادفها
ماهیت علوم، اصل علوم
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] ذاتی علوم یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای عَرَض بدون واسطه، یا به واسطه جزء مساوی معروض یا جزء اعمّ معروض و یا خارج مساوی معروض است.
تمایز علوم بنابر مشهور به تمایز موضوعات آنهاست. موضوع هر علمی، چیزی است که در آن علم از اعراض ذاتی آن (موضوع) بحث می شود؛ پس ذاتی در اینجا صفت برای عَرَض است و مراد از عرض ذاتی در اینجا همان عَرَض ذاتی در باب حمل و عروض و مقابل عَرَض غریب است.
عرض ذاتی باب حمل
مراد از عَرَض در باب حمل و عروض، محمولی خارج از شیء است که بر شیء حمل می شود (هو المحمول علی الشیء الخارج عنه).
اقسام عَرَض
عَرَض دارای اقسامی است. برخی از علمای منطق، اقسام آن را به ۹ قسم رسانده اند: ۱. عَرَضی که ذاتاً و بدون واسطه بر شیء حمل می شود و مساوی معروض است؛ مثل: الناطق مدرکٌ للاُمور الغریبة. ۲. عَرَضی که ذاتاً و بدون واسطه بر شیء حمل می شود و اعم از معروض است؛ مثل: الناطق حیوانٌ. ۳. عَرَضی که ذاتاً و بدون واسطه بر شیء حمل می شود و اخص از معروض است؛ مثل: الحیوان ناطقٌ. ۴. عَرَضی که به واسطه شیء خارج، ولی مساوی معروض بر معروض حمل می شود؛ مثل تعجب برای ناطق به واسطه ادراک امور غریبه. ۵. عَرَضی که به واسطه جزء مساوی شیء بر شیء حمل می شود؛ مثل ادراک امور غریبه برای انسان به واسطه ناطق بودن انسان. ۶. عَرَضی که به واسطه جزء اعم شیء بر شیء حمل می شود؛ مثل تحیّز برای انسان به واسطه جسم بودن انسان. ۷. عَرَضی که به واسطه شیء خارج، ولی اعم از معروض بر معروض حمل می شود؛ مثل متحرک بودن برای ابیض به واسطه جسم بودنِ ابیض. ۸. عَرَضی که به واسطه شیء خارج، ولی اخص از معروض بر معروض حمل می شود؛ مثل ضاحکیت برای حیوان به واسطه انسانیت. ۹. عَرَضی که به واسطه شیء خارجِ مباینِ معروض بر معروض حمل می شود؛ مثل حرارت برای آب به واسطه وجود آتش. نزد متاخران، آنچه بدون واسطه یا به واسطه جزء مساوی معروض یا جزء اعم معروض و یا خارج مساوی معروض بر معروض حمل می شود؛ یعنی شش قسم اوّل، عَرَض ذاتی محسوب می شود و سایر اقسام، عَرَض غریب اند، ولی متقدمان، آنچه را به واسطه جزء اعم حمل می شود؛ یعنی قسم ششم، از مصادیق عَرَض غریب دانسته اند.
عرض ذاتی در علوم برهانی
...