استردار

لغت نامه دهخدا

استردار. [ اَ ت َ ] ( نف مرکب ) استربان. استروان: سیلی دررسید... گله داران بجستند و جان را گرفتند و هم چنان استرداران، و سیل کاروان و استران را درربود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 262 ).

فرهنگ عمید

قاطرچی.

جمله سازی با استردار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لباس زنان کوهمره که تاکنون نیز استفاده می‌شود شامل پیراهنی بلند و دامنی پر چین به نام «تومبون» می‌باشد. «چارقد» نیز به عنوان پوشش سر استفاده می‌شود. در زمستان روی پیراهن پوششی آستردار به نام کُردین به تن می‌کنند تا از سرما محفوظ بمانند. زنان ایل گیس‌هایشان را نیز می‌بافند و به پشت سر می‌اندازند.

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز