ابن جارود منذر بن جارود عبدی
منذر بن جارود عبدی (درگذشته ۶۲ هجری قمری) از شخصیتهای برجسته تاریخ اسلام است که در دوران امام علی (علیهالسلام) نقش مهمی ایفا کرد. او از قبیله عبدالقیس و از خاندانهای معتبر بصره بود. پدرش، جارود بن معلی، از مسیحیان نصرانی بود که در سال نهم هجری به اسلام گروید و از صحابه پیامبر اسلام (صلىاللهعليهوآله) شد. منذر در زمان امام علی (علیهالسلام) در جنگهای جمل و صفین در رکاب ایشان جنگید و در جنگ جمل فرماندهی گروه عبدالقیس بصره را بر عهده داشت.
پس از جنگ صفین، امام علی (علیهالسلام) منذر را به امارت اصطخر (یکی از شهرهای فارس) منصوب کرد. اما او در اموال بیتالمال خیانت کرد و چهارصد هزار درهم از بیتالمال اختلاس نمود. امام علی (علیهالسلام) در نامهای به او که در نهجالبلاغه آمده است، او را سرزنش کرد و از او خواست تا به وظایف خود در قبال مردم و بیتالمال عمل کند.
منذر در دورههای بعدی به امویان گرایش یافت و به عنوان کارگزار یزید بن معاویه از سوی عبیدالله بن زیاد در منطقهای از هند منصوب گردید. او در همانجا در سال ۶۲ هجری قمری وفات کرد. در مجموع، زندگی منذر بن جارود عبدی نشاندهندهٔ تحولات فکری و سیاسی در دوران اولیه اسلام است و نقش او در تاریخ اسلام قابل توجه است.
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] منذر ابن جارود بن عمرو بن حبیش العبدی در زمان حیات رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) متولد شد.
منذر بن جارود در زمان امام علی (علیه السّلام) از سپاهیان ایشان بود و در جنگ های جمل و صفین در رکاب ایشان جنگید. در تاریخ آمده است که روزی پس از خاتمه جنگ جمل منذر بن جارود از امیرالمومنین (علیه السّلام) پیرامون فتنه آخر زمان سوال کرد. امیرالمومنین شرح فتنه ای که در آخر الزمان وقوع می یابد را برای منذر و دیگران گفت و ایشان بسیار گریستند.
کوفی، ابو محمد احمد بن اعثم، الفتوح، ج۲، ص۴۸۸.
پس از جنگ صفین امام علی (علیه السّلام) منذر بن جارود عبدی را والی اصطخر فارس قرار داد. پس از مدتی به امام خبر رسید که منذر در پی خوشگذرانی است و به امور مردم اهتمام ندارد. امام با دریافت این خبر در نامه ای توبیخ آمیز برای وی نوشت: همانا شایستگی پدرت مرا به تو مغرور ساخت، پس ناگاه تو را یافتم که از پیروی هوای خود نمی گذری، این هوسرانی مقام تو را پست می کند. به من خبر رسیده است که تو بسیار می شود که کار خود را رها می کنی و در پی شکار و سگ بازی به هوسرانی بیرون می روی، و سوگند می خورم که اگر درست باشد تو را بر کارت کیفر دهم، پس هر گاه به نامه ام نگریستی نزد من آی، والسلام.
یعقوبی، احمد بن ابی یعقوب، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۰۳.
در زمان عزیمت امام حسین (علیه السّلام) به کربلا، ابن جارود در بصره اقامت داشت و از مردم با نفوذ و در رده بزرگان بصره بود. امام حسین (علیه السّلام) پیش از حرکت به جانب کوفه، نامه ای هم به برخی از سران بصره از جمله منذر بن جارود عبدی نوشت. متن نامه امام چنین است:بسم الله الرحمن الرحیم. از حسین بن علی به مالک بن مسمع و احنف بن قیس و منذر بن جارود و مسعود بن عمرو و قیس بن هیثم: سلام بر شما. همانا من شما را به زنده کردن آثار و نشانه های حق و نابود کردن بدعت ها فرا می خوانم و اگر بپذیرید به راه های هدایت رهنمون خواهید شد. ما خاندان و دوستان و جانشینان و وارثان پیامبر بودیم و از همه مردم به جانشینی وی شایسته تر، اما قوم ما دیگران را بر ما ترجیح دادند که رضایت دادیم و تفرقه را خوش نداشتیم، در صورتی که می دانستیم حق ما نسبت به این کار از کسانی که عهده دار آن شدند بیشتر بود. اینک فرستاده خویش را با این نامه سوی شما روانه کردم و شما را به کتاب خدا و سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دعوت می کنم که سنت را می رانده اید و بدعت را احیاء کرده اید. اگر گفتار مرا بشنوید و دستور مرا هدایت کنید شما را به راه ارشاد هدایت می کنم.
طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج۷، ص۲۹۳۰، ترجمه ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۷۵ه. ش، چاپ پنجم.