تهتز
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَهْتَزُّ: به سرعت وشدت به حرکت درآمد
ریشه کلمه:
هزز (۵ بار)
تکان دادن، حرکت کردن گویند: «هَزَّتِ الرّیحُ الْاَغْصانَ» باد شاخهها را تکان داد. تنه نخل را تکان ده خرمای تازه به سوی تو میافکند. راغب آن را تکان شدید گفته. اهتزاز: تکان خوردن.. چون باران را بر زمین نازل کنیم تکان میخورد و بالا میآید.. و اینکه عصایت را بیانداز و چون انداخت، دید عصا حرکت میکند گوئی ماری است موسی از آن رو به فرار گذاشت.
جمله سازی با تهتز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 و الق عصاك فلما راها تهتز كانها جان ولى مدبرا و لم يعقب
💡 و أ لق عـصـاك فـلما راءها تهتز كأ نها جان ولى مدبرا و لم يعقب يا موسى لا تخف إ نى لايخاف لدى المرسلون(10)
💡 و ان الق عصاك فلما راها تهتز كانها جان ولى مدبرا و لم يعقب
💡 و چون امر غير مترقب ديد كه جماد ناگهان داراى حيات شد سخت تعجب كرد، خداى تعالىحركت آن را در آيات مورد بحث سعى ناميد، و فرمود (فالقيها فاذا هى حيه تسعى )ولى در جاى ديگر آن را اهتزاز خوانده و فرموده (رآها تهتز كانها جان ) و نيز در آياتمورد بحث آن حيوان را مار خوانده، و در جاى ديگر اژدها، و فرموده (فالقا عصاه فاذا هىثعبان مبين ) چون ثعبان به معناى مار بسيار بزرگ است.
💡 مـوسـى عـصاى خود را افكند، ناگاه تبديل به مار عظيمى شد هنگامى كه موسى نظر بهآن افـكـند، ديد با سرعت همچون مارهاى كوچك به هر سو مى دود و حركت مى كند ترسيد وبـه عقب برگشت و حتى پشت سر خود را نگاه نكرد (فلما رآها تهتز كانها جان ولى مدبراو لم يعقب ).