بیرشک

لغت نامه دهخدا

بیرشک. [ رَ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + رشک ) بیرشگ. بی غیرت. || بی حسادت. بی حرص. ( ناظم الاطباء ). || بی حسرت. ( ناظم الاطباء ). || دیوث. رجوع به رشک شود.

فرهنگ فارسی

بیرشگ ٠ بی غیرت ٠ بی حسادت ٠ بی حرص ٠ یا بی حسرت ٠

جمله سازی با بیرشک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دو کتاب بالا اکنون در دست نیست؛ امّا جنیفر مایکل در کتاب خود نقل‌قول‌هایی از کتب بالا می‌آورد. همچنین احمد بیرشک می‌نویسد: «از تعلیمات او این بود که همهٔ آدمیان سهمی از خرد دارند که بتوانند نظرهای صحیح دربارهٔ مطالب عملی و نظری به‌دست آورند. آدمیان برای هدایت شدن به رهبران دینی نیاز ندارند. در حقیقت، دین، زیان‌آور و مسبب کینه و جنگ است. او نسبت به همهٔ مقامات همهٔ سرزمین‌ها شک داشت».

💡 سرگذشت علم کتابی از احمد بیرشک است که در سال ۱۳۳۳ منتشر و برندهٔ جایزه کتاب سال سلطنتی شد.

💡 یکی از گاه‌شماری‌های حسابی توسط احمد بیرشک ارائه شده‌است و در کنار گاه‌شماری رسمی ایران مشهور بوده و بعلت خطی بودن کاربرد آن آسانتر است. این تقویم با توجه به زیردوره‌ها و دوره‌های میانی تقویم جلالی و تکمیل آن در قالب یک دوره بزرگتر ۲۸۲۰ ساله ایجاد شده‌است. دوره بزرگ مذکور ابتدا توسط ذبیح بهروز محاسبه، کشف و پیشنهاد داده شد آنگاه توسط احمد بیرشک دوره‌های میانی آن تعریف شد و مدون گردید.

💡 چنان‌که دیده می‌شود تقریبِ ۱۲۸ از بقیه دقیق‌تر و ۱۱۶ به یک معنا از همهٔ تقریب‌ها غیردقیق‌تر است. اما بیرشک برای عدد ۱۱۶ خاصیتی ذکر کرده است، و آن این است که پس از ۱۳ دورهٔ ۱۱۶ساله = ۱۵۰۸ سال جمعِ کسرها تقریباً دقیقاً برابر با یک سال می‌شود.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
طی کشیدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز