گریبان دامن کر

لغت نامه دهخدا

گریبان دامن کردن. [ گ ِ م َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از مراقبه کردن و سر به گریبان فروبردن باشد مردمان درویش و صاحب حال را. ( برهان ) ( آنندراج ).

جمله سازی با گریبان دامن کر

💡 تا سر ز گریبانش برآوردم من من باز ندانم ز گریبان دامن

💡 چون سحر از وحشتم غافل مباش تا گریبان دامن از خود چیده‌ام

💡 بر جنون زن‌ گر کند تنگی لباس عافیت غنچه را بعد از پریشانی گریبان دامن است

💡 اگر شخص طلب قدر جنون مفلسی داند گریبان دامن آراید به طوف دست ‌کوتاهش

دپارتمان یعنی چه؟
دپارتمان یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز