گام در گذاشتن

لغت نامه دهخدا

گام درگذاشتن. [ دَ گ ُت َ ] ( مص مرکب ) قدم نهادن. گام گذاشتن:
گشتی متحیر که اندرین راه
گامی نتوانی که درگذاری.ناصرخسرو.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) قدم نهادن گام گذاشتن: گشتی متحیر که اندرین راه گامی نتوانی که در گذاری. ( ناصر خسرو )

جمله سازی با گام در گذاشتن

💡 همچو همّت نزند گام در آن عرصه به کام بس که او را به نظر، تنگ نماید میدان

💡 مردى كه مى خواهد گام در راه هدف هاى بلند بگذارد بايد از هرگونه افسانه گوئى وخيال بافى بپرهيزد.

💡 دامن کعبه چه گرد از رخ ما پاک کند ما که هر گام درین راه دو منزل کردیم

💡 کسی که گام درین بحر می زند پی کام به کام می رسد آخر ولی به کام نهنگ

💡 مستان که گام در حرم کبریا نهند یک جام وصل را دو جهان در بها دهند

💡 این مجموعه دارای ۲۰ قطعه موسیقی است که توسط نشر ایران گام در پاییز ۱۳۸۳ منتشر شد.