لغت نامه دهخدا
کج سلیقه. [ ک َ س َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) بد سلیقه. که انتخاب احسن نتواند. بی سلیقه. که حسن انتخاب ندارد. ( یادداشت مؤلف ). که به گزینی نتواند.
کج سلیقه. [ ک َ س َ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) بد سلیقه. که انتخاب احسن نتواند. بی سلیقه. که حسن انتخاب ندارد. ( یادداشت مؤلف ). که به گزینی نتواند.
بد سلیقه. که انتخاب احسن نتواند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میباشد. این میتواند برخی روابط ریاضی خاصی را ساده کند و ابعاد شبکه وارون را در واحدهای فرکانس فضایی بیان میکند. اینکه کدام تعریف از شبکه استفاده شود، به شرطی که این دو با هم قاطی نشوند، بستگی به سلیقه دارد. دلبخواه است.
💡 وضع بنا و کوچههای موازی و مستقیم این شهر نماینده ذوق و سلیقه مؤسس آن است.
💡 متکلمان و دانشمندان آکسفورد، اکثراً فرانسیسکن بودهاند ولی این سبب تمایز کار آنها از استادان دانشگاه پاریس نیست؛ زیرا گرایش فرانسیسکن در دانشگاه پاریس هم وجود داشتهاست، ولی کلاً گویی آنها در تخصص و تحقیقات خود، سلیقه و مشرب کاملاً متفاوت از همکاران خود در پاریس داشتهاند و بالأخص، نحوهٔ استفادهٔ آنها از آثار گذشتگان، اعم از یونانی چون ارسطو یا اسلامی چون ابنرشد کاملاً متفاوت بودهاست.