پیچ پیچان رفتن

لغت نامه دهخدا

پیچ پیچان رفتن. [ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) رفتن چنانکه مار بر زمین و گاهی تیرتخش ( فشفشه ) در هوا. عمج. تعمج. نوع. تنعنع. تمایل. تمایح. مسنطل؛ پیچ پیچان رونده که حفظ نفس خود نتواند.سهم ٌ عَموج؛ تیر که پیچ پیچان رود. ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) رفتن بشکل مار پیچ ( چنانکه مار در زمین و فشفشه در هوا( آنکه بسببی نتواند مستقیم رود. )

جمله سازی با پیچ پیچان رفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیچ پیچان بسوی موسی رفت شد نحیف ار چه بود اول زفت

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز