پشت اسمان

لغت نامه دهخدا

( پشت آسمان ) پشت آسمان. [ پ ُ ] ( اِخ ) نام موضعی در جنوب غربی سبزوار و مغرب کلاچاه بنواحی تربت حیدری.

فرهنگ فارسی

( پشت آسمان ) نام موضعی در جنوب غربی سبزوار و مغرب کلاچای بنواحی تربت حیدری

جمله سازی با پشت اسمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من عاجز نفس چون راست سازم زیر بار او؟ که از تکلیف بار عشق پشت آسمان خم شد

💡 پشت آسمان شد خم زیر بار این ماتم چشم ابر شد پر نم در مصیبت خاتم

💡 خود را ز جور چرخ کشم در پناه تو ای پیش آستان تو خم، پشت آسمان

💡 که باز باید از آنسوی آسمان بپرد هر آنکه از ازل از پشت آسمان زاده است

💡 داستان این فیلم در فیلم دیگری به نام پشت آسمان شهر ادامه می‌یابد.

💡 با چرخ اگر به زور کند دست با کمر بخت تو آورد به زمین پشت آسمان