لغت نامه دهخدا
نکته گویی. [ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نکته گوی. رجوع به نکته گوی شود: مشغول به نکته گویی و بذله جویی. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 108 ).
نکته گویی. [ ن ُ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) عمل نکته گوی. رجوع به نکته گوی شود: مشغول به نکته گویی و بذله جویی. ( ترجمه محاسن اصفهان ص 108 ).
گفتن نکته های دقیق و لطیف.
💡 عریان، ملک بخشم، گویی که خامهام خاموش نکته گویم و گویی که دفترم
💡 باز ترسیدم ازین نکته که گویی چو همام شکر از مصر به تبریز میارید دگر
💡 در نجاست مشک بویی، زان چه سود پیش مستان نکته گویی، زان چه سود