لغت نامه دهخدا
له بید. [ ل َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دهدز شهرستان اهواز واقع در 12000گزی شمال خاوری دهدز. دارای 45 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
له بید. [ ل َ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از دهستان دهدز شهرستان اهواز واقع در 12000گزی شمال خاوری دهدز. دارای 45 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
ده کوچکی است از دهستان دهدز شهرستان اهواز.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گلولههای ضد بید حاوی نفتالین از سال ۲۰۰۸ در اتحادیه اروپا ممنوع شدهاست.
💡 مرا شمشاد قدی میکشد در خاک و خون صائب که سر چون بید مجنون برندارد سرو از پایش
💡 بیدمشک به گروهی از درخت یا درختچههای زینتی از سرده بید گفته میشود.
💡 برای اطلاع از بناهای تاریخی ثبت شده در فهرست میراث فرهنگی به رده:بناهای تاریخی شهرستان خرم بید مراجعه نمایید.
💡 آب بید بوان، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
💡 سایه بید است خورشید قیامت بر سرش سوخت هر کس را که اینجا درد و داغ زندگی