لغت نامه دهخدا
لحن ساز. [ ل َ ] ( نف مرکب ) آنکه آهنگ از خود اختراع کند.
لحن ساز. [ ل َ ] ( نف مرکب ) آنکه آهنگ از خود اختراع کند.
آهنگ سازی.
💡 همیشه تا زی پی لحن های موسیقی به کار باید ساز و نوا و پرده و راه
💡 اغلب شنوندگان، ساز سه تار را دارای لحن و نوای غمگینی احساس میکنند، اما نوازندگان معاصر موسیقی ایرانی در تلاش برای توسعه موسیقی مدرن و نوی ایران، آثاری آفریدهاند که با حال و هوایی که تا دو دهه پیش از این ساز تصور میشد کاملاً متفاوت است.
💡 به نوعی دگر جنبش آغاز کرد بر آن لحن رقصی عجب ساز کرد
💡 گاهی به بزمگاه طرب چشم و گوش تو زی لحن رود ساز و رخ میگسار باد
💡 تورج فرازمند همزمان با کار در مطبوعات، در رادیو ایران هم به ترجمه و برنامه سازی مشغول بود. برنامه هشت دقیقهای تفسیرهای سیاست جهانی او که در دهه چهل و پنجاه بعد از اخبار ساعت چهارده از رادیو پخش میشد از جمله بخاطر لحن و آهنگ کلام او شنوندگان زیادی داشت.