فرود افتادن

لغت نامه دهخدا

فرودافتادن. [ ف ُ اُ دَ ] ( مص مرکب ) آویخته شدن. فروافتادن. سرنگون شدن: تهدل؛ فرودافتادن شاخهای درخت. ( منتهی الارب ). رجوع به فروافتادن شود.

فرهنگ فارسی

آویخته شدن. فروافتادن

جمله سازی با فرود افتادن

💡 گفته می‌شود وقوع حادثه مخلن در روز ۱۰ ژانویه که در آن یک هواگرد آلمانی حامل طرح اولیه حمله به کشورهای سفلی مجبور به فرود اضطراری در بلژیک و این طرح برای متفقین افشا شد، بر تصمیم هیتلر در برگزیدن طرح فون مانشتاین مؤثر بوده است. علاوه بر این، زمستان سخت سال ۱۹۳۹ که موجب به تأخیر افتادن آغاز مورد زرد در ماه ژانویه شد، فرصت کافی جهت عمل به طرح پیشنهادی فون مانشتاین را فراهم آورد. به هر صورت طرحی که در نهایت توسط فرماندهی عالی نیروی زمینی تنظیم شد و مورد استفاده قرار گرفت، رادیکال‌تر از آن چیزی بود که فون مانشتاین مطرح کرد. طرح فون مانشتاین در حقیقت در برگیرنده تجمع بسیار زیاد نیروهای زرهی ورماخت در نقطه تمرکز نبود. تصمیم بر این مقدار تمرکز در میانه ماه فوریه توسط خود فرماندهی عالی نیروی زمینی گرفته شد.

💡 اين ايستادن و خم شدن، اين نشستن و به خاك افتادن، و با هر يك كلماتى گفتن چه معنادارد؟ در آن لحظه كه آدمى به كمال و شكوه بى نهايت آفريدگار جهان مى انديشد،سراپا شيفته آن مى شود، دل و جانش به خضوع و خشوع و فروتنى مى گرايد، با آهنگفطرت در برابر آن همه كمال و عظمت سر تعظيم فرود مى آورد، ركوع و سر به زمينمى سايد، سجود و زبان به ستايش مى گشايد، حمد و تسبيح.