غبار بر دل داشت

عبارت «غبار بر دل داشتن» به صورت استعاری به معنای داشتن افسردگی، اندوه یا غم در دل است و بیانگر حالتی است که انسان تحت تأثیر نگرانی‌ها، رنج‌ها یا ناکامی‌ها قرار گرفته و قلب و روحش سنگین شده است. این اصطلاح در ادبیات فارسی و عربی به کار می‌رود تا حالت درونی فرد را توصیف کند، حالتی که شادی و آرامش از او دور شده و جای خود را به غم و دل‌نگرانی داده است. واژه «غبار» در این ترکیب نمادی از کدورت، تاریکی و گرفتگی روح است که مانند گرد و خاک بر سطح دل می‌نشیند و آن را از شفافیت و روشنی بازمی‌دارد. وقتی گفته می‌شود کسی غبار بر دل دارد، منظور این است که دلش از شادی خالی و از غم پر شده و ممکن است در رفتار و گفتارش نیز اثر بگذارد. این کنایه نشان‌دهنده تأثیرات عاطفی و روانی اندوه بر کل وجود فرد است و بیان می‌کند که دل انسان می‌تواند مانند ظرفی حساس به تأثیرات بیرونی و درونی آلوده شود. علاوه بر جنبه ادبی، این تعبیر به صورت عرفی نیز برای توصیف افرادی به کار می‌رود که در طولانی‌مدت با افسردگی یا ناراحتی‌های روانی مواجه هستند و نیازمند آرامش یا درمان روحی‌اند. بنابراین، «غبار بر دل داشتن» نه تنها حالت اندوه را نشان می‌دهد، بلکه هشدار به مراقبت از سلامت روان و توجه به احساسات درونی نیز هست. این اصطلاح بر اهمیت پاکسازی دل از غم‌ها و رسیدن به آرامش درونی تأکید می‌کند و در ادبیات کلاسیک فارسی و عربی، بیانگر حساسیت روح انسان و ارزش آرامش قلبی است. به طور کلی، «غبار بر دل داشتن» تصویری شاعرانه و عمیق از اندوه و افسردگی درونی انسان ارائه می‌دهد و یادآور تاثیرات عاطفی بر زندگی فرد است.

لغت نامه دهخدا

غبار بر دل داشتن. [ غ ُ ب َ دِ ت َ ] ( مص مرکب )کنایه از افسردگی و اندوه در دل داشتن:
سیلاب نیستی را سر در وجود من نه
کز خاکدان هستی بر دل غبار دارم.سعدی.و رجوع به غبار خاطر و غبار بر دل نهادن شود.