شهر گرفتن

لغت نامه دهخدا

شهر گرفتن. [ ش َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) گرفتن شهر. فتح شهر. تسخیر شهر. فتح بلد. شهر ستاندن:
جاودانه بجای خواهد بود
همچنین شهرگیر و قلعه ستان.فرخی.

فرهنگ فارسی

فتح بلد فتح شهر تسخیر شهر

جمله سازی با شهر گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با در اختیار گرفتن قدرت مصر، اکنون لوئی در اسارت ممالیک قرار داشت. ممالیک در ابتدا مایل نبودند که به شرایط توافق‌نامه‌ای که توران‌شاه با لوئی امضا نموده، عمل کنند اما به خاطر شرایط سخت ممالیک و درگیری‌های آن‌ها با ایوبیان شام، سرانجام متوجه شدند که نیازمند پول فدیه و شهر دمیاط که شهر تجاری مهمی در مصر بود، هستند. بدین‌ترتیب آن‌ها طبق معاهدهٔ توران‌شاه با لوئی عمل کردند و در ۶ مه ۱۲۵۰، دمیاط به نیروهای ممالیک تسلیم شد و لوئی نیز به همراه دیگر نجبای اسیر شده رده‌بالا، آزاد شدند. در ۸ مه فرانسویان ۴۰۰ هزار از ۵۰۰ هزار مبلغ تعیین شده را پرداخت نمودند؛ بدین ترتیب پادشاه فرانسه اجازه یافت تا مصر را ترک کند، اما برخلاف قرارداد ممالیک هزاران گروگان دیگری را که هنوز در اختیار داشتند آزاد نکردند.

💡 روستا فقط دارای دبستان است و دانش‌آموزان برای گرفتن مدرک سیکل دوره راهنمایی به روستاهای همجوار میروند، ولی برای ادامهٔ تحصیل در دورهٔ دبیرستان مجبور به تحصیل در شهر میشوند که افراد تحصیلکرده زیادی را در خود جای داده است.

منهدم یعنی چه؟
منهدم یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز