لغت نامه دهخدا
سنگین و رنگین. [ س َ ن ُ رَ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول، باوقار. موقر.
سنگین و رنگین. [ س َ ن ُ رَ] ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) در تداول، باوقار. موقر.
در تداول با وقار موقر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیئی لله ای سبکباران مدد بار من سنگین و ره پر دزد و دد
💡 چو دید یار بدینگونه حال عاشق خویش بسوزدش دل سنگین و را بحال نزار
💡 صائب از گفت و شنودِ خلق مغزم پوچ شد گوش سنگین و لب خاموش میسازد مرا
💡 از آنکه زلف تو خال و خطیست رنگینش بسوخت صد دل سنگین و نسخ کرد اغیار
💡 این پرنده پاهای بلند آبی- خاکستری و پرهای زینتی سیاه و سفید و منقار سنگین و بزرگ و قوی و خنجرشکل دارد.
💡 منتقد آیجیان به لوگان امتیاز ۹٫۷/۱۰ داد و آن را 'فیلمی سنگین و احساسی' خواند.