رو امدن

لغت نامه دهخدا

( رو آمدن ) رو آمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) در تداول عامه، ترقی کردن پس از آنکه در مقامی پست بوده است. ترفیع رتبه پیدا کردن پس از آنکه در درجه نازل بود. عقب مانده در شؤن دولتی و غیره ترقی کردن. پس از زیردستی و پستی ترقی پیدا کردن. رجوع به رو شود.

فرهنگ فارسی

( رو آمدن ) در تداول عامه ترقی کردن پس از آنکه در مقامی پست بوده است ترفیع رتبه پیدا کردن پس از آنکه در درجه نازل بود

جمله سازی با رو امدن

💡 احتمال پشت آمدن ۱ + p- است. فرض کنید نتیجه ۴۹ رو و ۳۱ پشت باشد و فرض کنید سکه از یک جعبه برداشته شود: یکی که احتمال رو آمدنش ۱/۳ است، یکی که احتمال رو آمدنش ۱/۲ است و دیگری که احتمال رو آمدنش ۲/۳ است. بر چسب سکه‌ها گم شده‌است. با استفاده از این روش می‌توان سکهٔ با بیشترین احتمال رو آمدن را پیدا کرد. داریم:

💡 ممکن شدن عمل جراحی تغییر جنسیت موجب شده است که جامعهٔ دگرباشان جنسی در ایران که پیشتر هراسان، مخفی و زیرزمینی بودند، دیده شود. رو آمدن این مسئله موجب بازاندیشی حاکمان شیعه ایران نسبت به مواضع صلب سنتی در مسائل جنسی شده است. همچنین دانشگاهیان شیعه در پی مطالعات بیشتر دربارهٔ این پدیده‌اند. چنان‌که برخی نتیجه‌گیری کرده‌اند که «نفس انسان حفظ می‌شود… تغییر تنها در صفت‌ها است».

💡 فرض کنید کسی می‌خواهد مشخص کند که یک سکه چگونه پشت یا رو می‌آید (با چه احتمالاتی) فرض کنید احتمال رو آمدن P باشد. هدف تعیین P است.

💡 از صیقل دادن به این روش برای صیقل دادن و صاف کردن تاس برای استفاده‌های تفریحی نیز استفاده می‌شود، اما تأثیر نسبتاً نامناسبی دارد که باعث می‌شود کناره‌ها و صورت تاس‌ها تا حدودی ناهموار بشود و در نتیجه شانس رو آمدن وجوه مختلف با هم یکی نباشد.