داغ کننده

لغت نامه دهخدا

داغ کننده. [ ک ُ ن َ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) نعت فاعلی از داغ کردن: هُسُم؛ داغ کنندگان. ( منتهی الارب ). || محرک: و اگر بچیزی داغ کننده و قابض حاجت آید زنگار بسرکه سایند و اندرچکانند اندک اندک. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

فرهنگ فارسی

نعت فاعلی از داغ کردن

جمله سازی با داغ کننده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در این نیروگاه‌ها از منعکس کننده‌هایی که به صورت سهمی خطی می‌باشند جهت تمرکز پرتوهای خورشید در خط کانونی آن‌ها استفاده می‌شود و گیرنده به صورت لوله‌ای در خط کانونی منعکس کننده‌ها قرار دارد. در داخل این لوله روغن مخصوصی در جریان است که بر اثر حرارت پرتوهای خورشید گرم و داغ می‌شود.

پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
بی عرزه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز