لغت نامه دهخدا
( خواب آور ) خواب آور. [خوا / خا وَ ] ( نف مرکب ) خواب آورنده. مُنَوِّم. ( یادداشت بخط مؤلف ). || مخدِّر. بیهوش کننده.
( خواب آور ) خواب آور. [خوا / خا وَ ] ( نف مرکب ) خواب آورنده. مُنَوِّم. ( یادداشت بخط مؤلف ). || مخدِّر. بیهوش کننده.
( خواب آور ) ویژگی آنچه خواب می آورد و سبب خوابیدن می شود: داروی خواب آور.
( خواب آور ) ( صفت ) آنچه تولید خواب کند: داروی خواب آور.
خواب آور
{hypnotic} [پزشکی] دارویی که باعث خواب شود
خوا ب آور. خوا ب آور (hypnotic)
هر نوع ترکیب، ازجمله باربیتورات یا بنزودیازپین و الکل، برای کاهش فعالیت مغز و ایجاد خواب. مصرف درازمدت این گونه داروها ممکن است اعتیاد جسمی و روانی ایجاد کند.
💡 90-به شرط آنكه در اين بناها، چيزهايى آموخته شود؛ بيدارگر و موافق باتعاليم سازنده ائمه طاهرين (ع ) نه خواب آور ومبتذل و به سود استعمار؛ چنانكه در مواردى چنين است.
💡 و بـراسـتـى روشـنـائى روز از نـظر روح و جسم انسان، حركت آفرين است همانگونه كهتاريكى، خواب آور و آرامبخش است.
💡 شما تصور نكنيد حال كه كشورهاى متمدن، از نظر مادى و نظم اجتماعى و پيشرفتصنعتى تكامل يافته اند، آسودگى خاطر و آرامش وجدان هم دارند، هرگز چنين نيست، بلكهمردم اين كشورها، هر شبانه روز چندين ميليون قرص خواب آور مى خورند تا چند ساعتىبه خواب روند و استراحتى بكنند.
💡 و به عبارت ديگر تا حوادث دردناك در تاريخ ملتى روى ندهد صفوف از هم مشخصنخواهند شد، زيرا پيروزيها خواب آور و اغفال كننده است در حاليكه شكستها براى افرادآماده بيدار كننده و نشان دهنده ارزشها است.
💡 1 - مقوى است 2 - مسكن درد است 3 - نيرو بخش است 4 - مدر است 5 - معرق است 6 - مهوعاست 7 - مسهل است 8 - براى نگهدارى منا بوليسم مفيد است 9 - ضد عفونى كننده است 10 -قاطع تب است 11 - خواب آور است 12 - خاصيت بيحس كردن موضعى دارد))(142)
💡 قرصهای زیرزبانی را فقط باید زیر زبان گذاشت که معمولا برای معالجه یا پیشگیری از بوجود آمدن سکته قلبی و بالا رفتن فشار خون، خواب آوری و تسکین درد به همین شیوه باید آنها را استفاده کرد.