لغت نامه دهخدا
( حبیب آباد رحمت آ••• ) حبیب آباد رحمت آباد. [ ح َ دِ رَ م َ ] ( اِخ ) ( قنات... ) یکی از قنوات شهر طهران در خارج شهر. مقدار آب آن یک سنگ و نیم و مسافت مادرچاه آن تا شهر دو فرسنگ است.
( حبیب آباد رحمت آ••• ) حبیب آباد رحمت آباد. [ ح َ دِ رَ م َ ] ( اِخ ) ( قنات... ) یکی از قنوات شهر طهران در خارج شهر. مقدار آب آن یک سنگ و نیم و مسافت مادرچاه آن تا شهر دو فرسنگ است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر آستان تو بگریستم به طیره شدی که باز رحمت این خاک آستان چه دهی؟
💡 کشیدم از نو جفای جهان که می دانست که بر من از ملک رحمت این عذاب رود
💡 ای ابر رحمت این همه استادگی چرا؟ وقت است برق ریشه دواند به کشت ما
💡 دامن چترش که خورشید فلک در ظل اوست سایبان رحمت این سبز شادروان شده
💡 بر بندگان خویش نگاهی بکن به رحمت ای اوحدیت بنده و آن بنده زر خریده