جان در بردن

جان در بردن

عبارت «جان در بردن» در زبان فارسی یک اصطلاح محاوره‌ای و ادبی است که معنای نجات یافتن از مرگ یا خطر بزرگ را می‌دهد. این عبارت معمولاً در موقعیت‌هایی به‌کار می‌رود که فردی از حادثه، تهدید یا وضعیتی مرگبار یا بسیار خطرناک جان سالم به در می‌برد.

در معنای اولیه، «جان در بردن» یعنی حفظ جان خود و زنده ماندن در موقعیت‌های تهدیدآمیز. برای مثال، اگر کسی از تصادف، حادثه طبیعی یا حمله حیوانی جان سالم به در برد، گفته می‌شود که جان در برده است. این کاربرد معمولاً بیانگر معجزه یا شانس زیاد برای بقا است.

در متون ادبی و تاریخی فارسی، «جان در بردن» اغلب برای توصیف نجات از خطرهای جدی یا جنگ‌ها و حملات به کار رفته است. شاعران و نویسندگان از این عبارت برای نشان دادن شجاعت، سرنوشت و تقدیر الهی بهره می‌برند. در این معنا، این عبارت علاوه بر بقا، بار احساسی و تعلیقی نیز دارد.

به صورت مجازی، «جان در بردن» می‌تواند به معنای نجات یافتن از موقعیت دشوار یا فرار از مشکلات جدی هم استفاده شود. مثلاً کسی که از یک تصمیم اشتباه یا اشتباه مالی بزرگ جان سالم به در می‌برد، می‌تواند گفته شود که در معنای کنایی «جان در برده است». در این کاربرد، عبارت بیشتر نشان‌دهنده خوش‌شانسی، تدبیر یا مهارت فرد است.

مترادف‌ها

مردن، جان دادن، فوت کردن، از دنیا رفتن

متضادها

جان گرفتن، زنده ماندن

لغت نامه دهخدا

جان دربردن. [ دَ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) نجات یافتن. از مهلکه جان بردن. جان بدربردن.

فرهنگ فارسی

نجات یافتن

جمله سازی با جان در بردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد از سال‌ها مبارزه طولانی با بیماری سخت، سرانجام پیرمرد در آغوش فرزندانش و در آرامش کامل، جان در بردن را تجربه کرد.

💡 تاریخ شاهد لحظات تلخ بسیاری است که در آن قهرمانان بزرگ در میدان جنگ برای حفظ ارزش‌های خود، جان در بردن را برگزیدند.

💡 او با شنیدن خبر جان در بردن دوست صمیمی خود، چنان شوکه شد که برای چند روز توان صحبت کردن با هیچ‌کس را نداشت.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران