بد نعل
متضادها
خوش نعل
فرهنگ عمید
اسب سرکش که به دشواری او را نعل کنند.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - اسب موذی که بد شواری آنرا نعل کنند. ۲ - اسب بدسم که بزودی لغزد.
جمله سازی با بد نعل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علامتِ مشهور به «اگر... آنگاه...» در منطقِ صوریِ مرتبهٔ اول که آن را با یک شکل نعلمانند یا با فلش (
💡 پر شد دل از بوی گلت، زان اوحدی شد بلبلت ای خاک نعل دلدلت، بر فرق چرخ چنبری
💡 در حديث ديگر وارد شده است كه پوشيدن نعل سياه موجب خيلا وتكبراست و هر كه بپوشددر روز قيامت باجباران محشور شود.
💡 در آتش می گذارد حسن نعل پاک چشمان را که از خورشید چون سیماب بی لنگر شود شبنم
💡 به یاد دار که با خاک ره شدی یکسان ز نعل لشگر تاتار و برق خنجر وی
💡 از فیلمهایی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به تارزان فرزند گوریلها، ککهای جنجالآفرین، و نبرد قرن، شرکت بارنوم و رینگلینگ و نعل اسب اشاره کرد.
💡 شروع این پروژه تجاری با بد نعل و تصمیمات اشتباه مدیریتی، باعث شد که شرکت با شکستهای مالی سنگینی مواجه شود.
💡 گاهی اوقات یک اتفاق ناگوار کوچک میتواند باعث بد نعل شدن تمام برنامههای روزانه و ایجاد آشفتگی در امور زندگی شود.
💡 او معتقد بود که این اتفاقات زنجیرهای، نتیجه بد نعل بودن شروع کارش است و نمیتوانست هیچکدام را مدیریت کند.