با سگ به جوال

لغت نامه دهخدا

با سگ به جوال رفتن. [ س َ ب ِ ج َرَ ت َ ] ( مص مرکب ) کنایه از هم خانه شدن با مردم بدخو و معارض شدن با هرزه گو باشد. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ) ( هفت قلزم ). هم خانه بدان شدن. با هرزه گویان معارض شدن. ( رشیدی ). نوعی از تعذیب مجرمان که با سگ در یک جوال کرده می بندند. و کنایه ازهمخانه شدن با مردم بد. ( غیاث اللغات ):
گفتم که در آن ریش دوم، عقلم گفت
باسگ به جوال درنشاید رفتن.خجندی ( از فرهنگ ضیاء ).|| عذاب و رنج کشیدن. ( رشیدی ).

جمله سازی با با سگ به جوال

💡 پس از جستجوهای پی در پی با سگ‌های زنده یاب و هلیکوپتر، بالاخره خود او بعد از پنج روز پیدا شد. والتون می‌گوید که دوباره در کنار جاده‌ای در نزدیکی همان مکان، در آریزونا ظاهر شده‌است.

💡 مغ با مغان به طوع ز من راست‌گوی تر سگ با سگان به طبع ز من سازگارتر

💡 چون سر مبارك امام حسين عليه السلام را نزد يزيد لعين بنهادند، آن ناپاك پاى بر سرامام عليه السلام نهاد. (419) كار يزيد شرب خمر و ترك نماز و بازى با سگان ومحاوله و طنبور و ناى و وطى مادران و خواهران و دختران بوده است. (420)

💡 باز امشب با سگ کویش «نظیری » همرهست شوکتی دیدم که پنداری جم و دارا گذشت

💡 «بانو با سگ ملوس» (روسی: Дама с собачкой) فیلمی از یوسف خیفیتس محصول سال ۱۹۶۰ است که بر اساس داستان بانو با سگ ملوس اثر چخوف ساخته شد.

💡 در سر افتاده ز عشق توام، ای جان، هوسی با سگ کوی تو گفتم که برآرم نفسی