ام سمراء

لغت نامه دهخدا

ام سمراء. [ اُم ْ م ِس َ ] ( ع اِ مرکب ) علبه. ( خرمابن دراز ). ( المرصع ).

جمله سازی با ام سمراء

💡 ادهم که با لفظ آدم تشابه دارد، پسر کوچک و عزیز جبلاوی از أم سمراء است که جبلاوی او را از خود طرد می‌کند. اطلاع ادهم از سنگ وصیت با تعبیر خوردن ادهم از درخت ممنوعه رابطه تنگاتنگی دارد.

💡 سمراء بنت قيس در روز احد بيرون آمد و دو پسر او به شهادت رسيده بودند. پيغمبرخداى - صلى الله عليه و آله - او را بر شهادت ايشان تسليت فرمود. گفت: اى پيغمبرخداى !هر مصيبتى چون تو به سلامت باشىسهل و آسان است و به خداى قسم غبارى كه بر روى مبارك تو نشسته است، بر من ازمرگ فرزندان سخت تر مى نمايد.