لغت نامه دهخدا
ابن اسماء. [اِ ن ُ اَ ] ( اِخ ) کنیت ابوالقاسم عبداﷲبن علی بن محمدبن داودبن جراح. رجوع به ابوالقاسم عبداﷲ... شود.
ابن اسماء. [اِ ن ُ اَ ] ( اِخ ) کنیت ابوالقاسم عبداﷲبن علی بن محمدبن داودبن جراح. رجوع به ابوالقاسم عبداﷲ... شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پس از وفات پيامبر خدا (ص ) صحابه اى كه برحلال بودن ازدواج موقت ثابت قدم ماندند، عبارت بودند از: اميرالمؤ منين على (ع )، ابنمسعود، ابن عباس، اسماء دختر ابوبكر و مادر عبدالله زبير، ابوسعيد خدرى، جابر بنعبدالله انصارى، سلمة - بن اميه، معاوية بن ابى سفيان و عمران بن حصين. و از تابعين: طاووس، عطاء، سعيد بن جبير و ديگر فقهاى مكه و تمامى مردم يمن.
💡 مؤ لف: صاحب الدر المنثور اين روايت را از ابى نعيم و ابن مردويه از ابى هريره نيز روايت كرده، و عبارت آن چنين است: رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: براى خدا صد اسم منهاى يك اسم است، هر كس خدا را به آن اسماء بخواند خداوند دعايش را مستجاب مى كند. و نيز از دار قطنى در كتاب (غرائب ) از ابى هريره روايت كرده وعبارت آن چنين است كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله و سلم ) فرمود: خداى تعالى فرموده: براى من نود و نه اسم است هر كس آنها را بشمارد داخل بهشت مى شود.