طیانه
لغت نامه دهخدا
( طیانة ) طیانة. [ ن َ ]( ع اِمص ) گلکاری کردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). بنائی کردن. پیشه راز. حرفه بنائی. گل کاری. ( دهار ).
طیانه. [ ن َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان بیلوار بخش کامیاران شهرستان سنندج در 12 هزارگزی باختر کامیاران و یکهزارگزی شمال سراب کام. دامنه، سردسیر با 100 تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری. راه آن مالرو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 5 ).
جمله سازی با طیانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 محوطه طیانه مربوط به هزاره ۴ تا سدههای اولیه دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان کامیاران، روستای طیانه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۰ مهر ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۰۰۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.