ته سفره

لغت نامه دهخدا

ته سفره. [ت َه ْ س ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) آنچه ماند ناخورده، پس از سیری حاضران آن. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). باقیمانده غذا. آنچه پس از خوردن در سفره باقی ماند.

فرهنگ فارسی

آنچه ماند ناخورده پس از سیری حاضرین آن باقیمانده غذا

جمله سازی با ته سفره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 4. ايام محرم الحرام 1416 هجرى قمرى بود روز 28 محرم وارد تكيه خلوص شدم در قمواقع است يكى از امناى تكيه حدود 57 سال داشت، ايشان متصدى هيئت بود، گفت شبتاسوعا دو سال قبل زن و شوهر جوانى از تهران به هيئت ما در همين حسينيه آمدند غذاخواستند، گفتم: غذا تمام شده است. گفت: ته سفره چه داريد؟ عرض كرد چيزى نماندهاست، اما مقدارى ته سفره تكه هاى نان هست.

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز