لغت نامه دهخدا
بیخ کندن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) برانداختن. نابود کردن:
من براز باغ امیدت نتوانم بخورم
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی.سعدی.
بیخ کندن. [ ک َدَ ] ( مص مرکب ) برانداختن. نابود کردن:
من براز باغ امیدت نتوانم بخورم
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی.سعدی.
من بر از باغ امیدت نتوانم بخورم غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی ( سعدی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هم در حماسه گیلگمش و هم در نسخه آشوری نو آترا-هاسیس اراگال مسوول «از بیخ کندن تیرکهای مهار» قبل از طوفان است. فرانس ویگرمن به طور آزمایش پیشنهاد میکند که این موضوع میتواند بازی با کلمات باشد که شامل نام اراکال و واژه تارکولو میشود. میتوان آن را به معنای تحتاللفظیِ «تیرک مهار» ترجمه کرد اما از نظر استعاری میتواند به ارتباط بین عناصر مختلف جهان اشاره کند.
💡 ماهیت این نظام حکم میکند که تغییر بعدی آن باید بهسوی یک حکومت مطلقه نظامی باشد… به این دلیل که، ستم آنچه به اصطلاح مردم گفته میشود و ستم شمشیر، هر دو یک کار را انجام میدهند و آن از بیخ کندن و فاسد سازی است تا زمانی که هیچ مردی با روحیه آزادی طلبی باقی نماند و هیچ اخلاقی هم قدرت حفظ عدالت را نداشته باشد.
💡 از بین بردن مواد ورودیِ باقیمانده که به آن از بیخ کندن مدخل گفته می شود، معمولاً با استفاده از دستگاه سنگ زنی یا سنباده انجام می شود. سرعت حذف مواد توسط این ابزار پایین است به همین منظور از آن ها استفاده می شود تا میزان مواد حذف شده کنترل شود. این مراحل قبل از هرگونه تراشکاری نهایی انجام می شود.
💡 هم در حماسه گیلگمش (لوح XI، سطر ۱۰۲) و هم در نسخه آشوری نو آترا-هاسیس اراگال مسوول «از بیخ کندن تیرکهای مهار» قبل از طوفان است. فرانس ویگرمن به طور آزمایش پیشنهاد میکند که این موضوع میتواند بازی با کلمات باشد که شامل نام اراکال و واژه تارکولو میشود. میتوان آن را به معنای تحتاللفظیِ «تیرک مهار» ترجمه کرد اما از نظر استعاری میتواند به ارتباط بین عناصر مختلف جهان اشاره کند.