فرهنگ عمید
درنگ کردن، دیر کردن.
درنگ کردن، دیر کردن.
💡 پانزدهم ـ افتادن افلاك از سرعت سير و بطؤ حركت آنها؛ چنانچه روايت كرده شيخ مفيد ازابـى بـصـيـر از حـضـرت باقر عليه السلام در حديثى طولانى در سير و سلوك حضرتقـائم عـليـه السـلام تـا آنـكـه فـرمـود: پـس درنـگ مـى كـنـد بـر ايـن سـلطـنـت هـفـتسال مقدار هر سالى ده سال از اين سالهاى شما، آنگاه احياء مى كند خداوند آنچه را كه مىخـواهـد، گفت: گفتم فداى تو شوم ! چگونه طول مى كشد سالها؟ فرمود: امر مى فرمايدخـداونـد فـلك را بـه درنـگ كـردن و قـلت حـركـت پـس بـراى ايـنطول مى كشد روزها و سالها، گفت: گفتم كه ايشان مى گويند اگر فلك تغيير پيدا كردفـاسـد مـى شود يعنى عالم، فرمود: اين قول زنادقه است اما مسلمين پس راهى نيست براىايـشان به اين سخن و حال آنكه خداوند ماه را شق نمود براى پيغمبر خود صلى اللّه عليهو آله و سـلم و آفـتـاب را بـرگـردانـد بـراى يـوشـع بـن نـون و خـبـر داد بـهطول روز قيامت و اينكه آن مثل هزار سال است از آنچه شما مى شمرديد.(40)