«ابومحمود» یک ترکیب عربی از نوع کنیه است که در آن واژه «ابو» به معنای «پدر» به کار میرود و «محمود» نامی است که پس از آن میآید. این واژه در اصل به صورت یک لقب احترامآمیز استفاده میشود و نشان میدهد که فرد مورد نظر پدر شخصی به نام محمود است. در فرهنگ عربی و اسلامی، کنیهها علاوه بر معنای ظاهری، جنبه احترام و بزرگداشت نیز دارند و گاهی حتی بدون آنکه فرد واقعاً فرزندی با آن نام داشته باشد، برای تکریم یا شناساندن شخص به کار میروند. «ابومحمود» نیز در همین چارچوب یک کنیه است که میتواند هم به معنای واقعی «پدرِ محمود» باشد و هم به عنوان لقب و نشانهای از احترام یا شناختهشدن فرد با این نام استفاده شود. چنین کنیههایی در متون تاریخی، ادبی و مذهبی بسیار رایج هستند و بخشی از شیوه نامگذاری در فرهنگ اسلامی محسوب میشوند. بنابراین «ابومحمود» بیش از آنکه یک واژه با معنای لغوی مستقل باشد، یک عنوان یا نام مرکب است. این عنوان معمولاً برای معرفی فرد در کنار نام اصلی او به کار میرود و در منابع تاریخی نیز دیده میشود.
ابومحمود
لغت نامه دهخدا
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( ع اِ مرکب ) حمار وحشی. ( المرصع ).
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( اِخ ) ابن احمدبن محمد مقدسی. ملقب به شهاب الدین. وفات 665 هَ. ق. اوراست: افحام المماری باخبار تمیم الداری. ( کشف الظنون ). و رجوع به احمدبن محمدبن ابراهیم المقدسی شود.
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( اِخ ) احمدبن ابراهیم مقدسی. تلمیذ حافظ ذهبی. رجوع به احمد... شود.
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن ابراهیم بن هلال. رجوع به احمد... شود.
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( اِخ ) احمدبن محمدبن ابراهیم المقدسی الشافعی. رجوع به احمد... شود.
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( اِخ ) حامدبن خضر خجندی. رجوع به حامد... شود.
ابومحمود. [ اَ م َ ] ( اِخ ) محمدبن امین الدین عبدالعزیز. رجوع به محمد... شود.
جمله سازی با ابومحمود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قانون کروی سینوسها در قرن ۱۰ میلادی کشف شد. این قانون را بیشتر به ابومحمود حامدبن خضر خجندی، ابوالوفای بوزجانی، خواجه نصیر طوسی و ابونصر منصور نسبت میدهند.