لغت نامه دهخدا
( مستقرة ) مستقرة. [ م ُ ت َ ق ِرْرَ ] ( ع ص ) تأنیث مستقر. رجوع به مستقر شود. || مستقرة یا ذات عادة مستقرة؛ زن که در ماههای سال موعد حیض و عِّده ایام آن یکسان باشد. مقابل مضطربة یا ذات عادة مضطربة. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
( مستقرة ) مستقرة. [ م ُ ت َ ق ِرْرَ ] ( ع ص ) تأنیث مستقر. رجوع به مستقر شود. || مستقرة یا ذات عادة مستقرة؛ زن که در ماههای سال موعد حیض و عِّده ایام آن یکسان باشد. مقابل مضطربة یا ذات عادة مضطربة. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
( اسم ) مونث مستقر
💡 (( تاريخ وفات ذلك الاواهالجنة مستقره والله )) روز: 14
💡 چه طور، كيف تمتم صفات مستقره را مى گويند كه لا يقتضى قسمه و لا نسبه لذاته مثلا سفيدى صفت ديوار است كيفى است از كيفيات، سردى صفت آب است،اعتدال قامت صفت سرو است، طول قامت و خوش رويى و وجاهت كه از صفات انسان است؛اينها تمام كيف هستند.