لغت نامه دهخدا
ماستو. ( اِ مرکب ) ماستونه. ماستینه. دوغ صاف کرده ستبر کرده خشک کرده. || ماستوا. آش ماست. ( از ناظم الاطباء ) ( از جانسون ). و رجوع به ماست با و ماستابه شود.
ماستو. ( اِ مرکب ) ماستونه. ماستینه. دوغ صاف کرده ستبر کرده خشک کرده. || ماستوا. آش ماست. ( از ناظم الاطباء ) ( از جانسون ). و رجوع به ماست با و ماستابه شود.
ماستونه ماستینه
💡 چـطـور سـاواكـى هـا كـه الان در حـبـسـنـد در مـقـاله تـان مـى نـويـسـيـد كـهرجـال سـيـاسـى، حـالا بـيـشـتـر از آنـجـا از زمـان چـيـز حـبـسـنـد؟ شـمـا دزدهـا را جـزءرجال سياسى مى آوريد؟ معلوم شد سياست شما غير آن سياستى است كه در نظر ملت ماستو مردم اصيل ماست.
💡 همگی از صحنه خارج شده و یک کاروانِ عروسی به همراهِ زرلینا و ماستو (عروس و داماد) وارد میشوند. کمی بعد دون جووانی و لپورلو سر میرسند. جووانی مجذوب زیبایی زرلینا میشود و برای کنار راندن ماستو به آنها پیشنهاد میدهد که جشن عروسیشان را در قصر او بر پا کنند. ماستو متوجه نقشه شوم جووانی شده و به شدت خشمگین میگردد.
💡 آنا و اتاویو قرار میگذارند که پس از گذشت یکسال از مرگ پدر آنا، ازدواج کنند. الویرا تصمیم میگیرد که باقی عمرش را در صومعه بگذراند. زرلینا و ماستو بالاخره برای صرف شام به خانهشان میروند و لپورلو هم با امید داشتن یک ارباب بهتر تصمیم میگیرد در یک رستوران مشغول به کار شود.
💡 دونا آنا و دون اتاویو، دونا الویرا، زرلینا و ماستو به دنبال جووانی هستند که به جای آن لپورلو را - که شاهد همه ماجراها بوده - میبینند که از ترس میلرزد؛ آنها در مییابند که جووانی به سزای اعمال خود رسیده و حالا دیگر مردهاست.
💡 ((بارالها! از بزرگترين نعمتهاى تو بر ما، جارى شدن ياد و ذكرت بر زبانهاى ماستو همچنين اجازه اى است كه به ما براى خواندنت و پاك و منزه دانستن و تسبيح گويى خودت، عنايت نموده اى )).
💡 شاهد ديگر بر تطبيقى بودن بسيارى از روايات تفسيرى آن است كه حضرت امام باقر(عليه السلام ) در بيانى جامع به خيثمه فرمودند، ثلث قرآن درباره ما و دوستان ماستو ثلث آن درباره دشمنان ما و دشمنان پيشينيان ماست و...: يا خثيمة !القرآننزل اءثلاثا: ثلث فينا و فى اءحبائنا و ثلث فى اءعدائنا و عدو من كان قبلنا و... (308)