قطاه

لغت نامه دهخدا

( قطاة ) قطاة. [ ق َ ] ( ع اِ ) سرین. ( منتهی الارب ). عجز. ( اقرب الموارد ). || مابین هر دو ران. ( منتهی الارب ). مابین الورکین. ( اقرب الموارد ). || جای نشستن ردیف از ستور. ( منتهی الارب ). مقعد الردیف من الدابة. تقول: رکبت قطاة الفرس. ( اقرب الموارد ). || مرغی است که سنگخوار نامند. ( منتهی الارب ). پرنده ای است به شکل کبوتر که آواز آن قطاقطا است، و گاهی به جهت مشابهت آن را کبوتر خوانند و آن بر دو نوع است: جونی و گذری. جمع آن قطا و قَطَوات است و گاهی قَطَیات گویند.

جمله سازی با قطاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كسى كه مسجدى به اندازه آشيانه قطاه بنا كند، (9) خداوند در بهشت خانه اى براىاو بنا مى كند.

💡 من بنى مسجدا كمفحص قطاه بنى الله بيتا فى الجنه (8)

نماز جمعه یعنی چه؟
نماز جمعه یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
همیشگی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز