قاصعاء

لغت نامه دهخدا

قاصعاء. [ ص ِ ] ( ع اِ ) سوراخ کلاکموش که بدان درون خانه درآید. ( ناظم الاطباء ). سوراخ موش دشتی. ( مهذب الاسماء ). ج، قواصع. ( ناظم الاطباء ) ( مهذب الاسماء ).

جمله سازی با قاصعاء

💡 گروه سوم منافقانند كه در باطن كافرند، ولى اظهار ايمان مى كنند، مانند موشصحرايى كه لانه اش سوراخى دارد به نام نافقاء و سوراخ ديگرىبراى گريز دار به نام قاصعاء و خاك رقيقى روى لانه اوست كه هنگاماحساس خطر فورا آن خاك اندك را روى خود قرار مى دهد به طورى كه ظاهر آن خاك وباطن آن لانه است. كفر درونى منافقان در روز امتحان بروز مى كند: (هم للكفر يومئذاقرب منهم للايمان يقولون بافواههم ما ليس فى قلوبهم والله اعلم بما يكتمون ) (621)