عشارم

لغت نامه دهخدا

عشارم. [ ع ُ رِ ] ( ع اِ ) شیر بیشه. ( منتهی الارب ). اسد. ( اقرب الموارد ). عشارب. عشرم. و رجوع به عشارب و عشرم شود. || ( اِخ ) از اعلام است. ( از منتهی الارب ).

جمله سازی با عشارم

💡 یک لحظه بری رختم در راه که عشارم یک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم

جزئیات یعنی چه؟
جزئیات یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
بزک دوزک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز