لغت نامه دهخدا
شوره خاک. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) خاک شوره. خاک شور:
شوره خاکی را کز تخم تهی است
فتح باب از نم مژگان چه کنم.خاقانی.کنم از شوره خاک شیره ٔپاک
این کرامات بین که من دارم.خاقانی.
شوره خاک. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) خاک شوره. خاک شور:
شوره خاکی را کز تخم تهی است
فتح باب از نم مژگان چه کنم.خاقانی.کنم از شوره خاک شیره ٔپاک
این کرامات بین که من دارم.خاقانی.
خاک شوره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کار بار آن نگارستان پاک کی توان کردن قیاس از شوره خاک
💡 کنم از شوره خاک شیرهٔ پاک این کرامات بین که من دارم
💡 چه باشدت اگر این شوره خاک را که منم به نعل بازنوازی که آن گذرگه توست
💡 بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک منع مکن از جلال پرتو نور جلال
💡 پند گفتن با جهول خوابناک تخم افکندن بود در شوره خاک
💡 مرگ را تو زندگی پنداشتی تخم را در شوره خاکی کاشتی