شش روزه

لغت نامه دهخدا

شش روزه. [ ش َ / ش ِ زَ /زِ ] ( ص نسبی ) منسوب به شش روز. در عرض شش روز. || عبارت از عالم که از عرش تا فرش در شش روز ساخته شده است. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ):
قبله نه چرخ به کویت در است
عنبر شش روزه به مویت در است.نظامی.

فرهنگ فارسی

منسوب به شش روز یا عبارت از عالم که از عرش تا فرش در شش روز ساخته شده است.

جمله سازی با شش روزه

💡 سودان در جنگ ۱۹۴۸ اعراب و اسرائیل و جنگ شش روزه در ۱۹۶۷ با اسرائیل جنگ کرد، اگرچه در بحران سوئز شرکت نکرد. در اوایل دهه ۱۹۵۰، سودان - که آن زمان هنوز مستقل نبود - با اسرائیل روابط تجاری فعال داشت.

💡 جهان پیر چو شش روزه طفل گهواره است نگار کرد بزد هفت مهدش از میزا

💡 به عقیده کارشناسان جنگ ایران و عراق، مقاومت شش روزه گردان سلمان فارسی به فرماندهی حسین قجه‌ای در جریان عملیات آزادسازی خرمشهر در محور جاده اهواز-خرمشهر کلید فتح خرمشهر بود.

💡 امام خمينى در پيامى (17 خرداد 1346) به مناسبت جنگ شش روزه اعراب واسرائيل فتواى انقلابى خويش را مبنى بر حرمت هر گونه رابطه تجارى و سياسىدولتهاى اسلامى با اسرائيل، و حرمت مصرف كالاهاى اسرائيلى در جوامع اسلامى راصادر كرد.

💡 شاهد عید که آنرا مه نو می خوانند کرده هر هفت بدین طارم شش روزه درست

💡 ساکنان عالم شش روزه روزی پنج بار لحن کوست را نوای طبع محزون کرده اند

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز