سیه مو

کلمه‌ی «سیه مو» در فارسی به معنای کسی است که موی سیاه یا تیره دارد. این واژه از ترکیب «سیه» به معنای سیاه و «مو» به معنای موی سر تشکیل شده است. سیه مو معمولاً برای توصیف افرادی به کار می‌رود که رنگ مویشان تیره یا مشکی است و بار معنایی ظاهری و توصیفی دارد. در ادبیات کلاسیک فارسی، گاهی سیه مو برای توصیف جذابیت ظاهری یا جوانی فرد استفاده شده است. این واژه بیشتر صفتی مثبت است و نشانه‌ای از زیبایی طبیعی یا مشخصه‌ی ظاهری فرد به شمار می‌رود. سیه مو می‌تواند در ترکیب با دیگر صفات ظاهر، مانند قد بلند یا چهره زیبا، برای تصویرسازی افراد به‌کار رود. در مکالمات روزمره کمتر رایج است و بیشتر در متون ادبی و شعر به کار می‌رود. از نظر فرهنگی، این واژه نماد ویژگی‌های جذاب یا شاخص ظاهری افراد محسوب می‌شود و از نظر معنایی با عبارات «سیاه‌مو»، «مو مشکی» و «دارای موی تیره» هم‌معنی است و تمرکز آن صرفاً بر رنگ، ظاهر مو و جوانی است.

لغت نامه دهخدا

سیه مو. [ ی َه ْ ] ( ص مرکب ) سیه موی. کسی که موهای سر و روی او سیاه باشد. ( ازناظم الاطباء ). مجازاً، جوان:
جهان شده فرتوت چو پاغنده سدکیس
کنون گشت سیه موی و عروسی شد جماش.بوشعیب.برون آورید از شبستان اوی
بتان سیه موی خورشیدروی.فردوسی.پیری رسید موی سیاهت سپید شد
یار سفیدروی سیه موی را بخواه.سوزنی.بر زال سیه موی مشاطه شده چنگی
بر طفل حبش روی معلم شده نایی.خاقانی.دل از امتاع دنیا و حطام او برداریدو گرد سیه مویان نگردید. ( سندبادنامه ص 156 ). رجوع به سیاه مو و سیاه موی شود.

فرهنگ فارسی

سیه موی. کسیکه موهای سر و روی او سیاه باشد.

جمله سازی با سیه مو

💡 گل بوی و شفق روی و شررخوی و سیه موی مویی که فریبنده مشک تتر آمد

💡 گرچه خونست دل از نافه مشکین مویت هم سیه موی تو از دود دل مسکین است

💡 پیری رسید و موی سیاهت سپید شد یار سپید روی سیه موی را مخواه

💡 بر زال سیه موی مشاطه شده چنگی بر طفل حبش روی معلم شده نائی

💡 خویشتن را چه ستاید چو ستوده ست بفضل چه نیازست سیه موی جوانرا بخضاب